يك معمار

چشــم مجسم

نویسنده: ارشیا اقبالی / دبیر بخش «یك معمار»
لوییس باراگان معمار تضادهاست: تضاد میان كهنه و نو، جهانی و بومی، واقعیت و خیال، پیچیدگی و سادگی...
لوییس باراگان معمار تضادهاست: تضاد میان كهنه و نو، جهانی و بومی، واقعیت و خیال، پیچیدگی و سادگی. این دوگانگی‌ها، بدون شك، آثار او را بسیار جذاب می‌كنند و، درعین‌حال، درك معماری و اندیشه‌های او را بسیار دشوار. پروفسور «ویم ون دن برگ1» یكی از معتبرترین متخصصان و پژوهشگران معماری لوییس باراگان است. او نتیجه‌ی مطالعات گسترده‌اش روی مجموعه‌ی آثار و زندگی باراگان را - كه بخش عمده‌ای از آن حاصل مطالعات میدانی، برداشت جزئیات، و بازتولید نقشه‌های آثار معماری اوست - در كتاب لوییس باراگان: چشم مجسم2 به چاپ رسانده است. همین دستمایه‌ای شد برای این گفت‌وگو، كه زوایای پوشیده‌تر اندیشه‌های معمارانه‌ی باراگان و پیچیدگی‌های خیال‌انگیز آثارش را در میان دیدگاه‌های غالبا پدیدارشناسانه‌ی ون دن برگ بكاود و باراگان را در سفرش از یك معمار دیداری تا استاد درگیر‌كردن همه‌ی حواس در معماری دنبال كند.

 
  • چرا باراگان، به‌عنوان یك معمار، تا این اندازه در دنیا مورد توجه قرار گرفت - به‌ویژه در نزدیكی پایان عمرش؟ مقصودم این است كه او در همان دومین سالی كه تازه جایزه‌ی پریتزكر پایه‌گذاری شده بود، جایزه گرفت. آیا به این خاطر بود كه او یك مدرنیست كهنه‌كار محسوب می‌شد؟
نه؛ تا جایی كه من می‌دانم او یك مدرنیست كهنه‌كار به حساب نمی‌آمد بلكه بیشتر در هیئت معماری دیده می‌شد كه رهیافتی متفاوت به معماری و شهرسازی داشت. درحقیقت او دو بار توجه بین‌المللی به خودش جلب كرد؛ بار اول حوالی میانه‌های دهه‌ی 50 میلادی بود؛ وقتی پردیس جدید «دانشگاه ملی مستقل مكزیك3» افتتاح شد كه در كنار مجموعه‌ی «پدرگال4» باراگان قرار داشت. یكی از فعالیت‌هایی كه برای بزرگداشت گشایش این پردیس دانشگاهی صورت گرفت برگزاری یك كنگره‌ی بین‌المللی بزرگ درباره‌ی معماری و شهرسازی بود كه نه‌تنها شامل بازدیدهای میدانی در گوشه و كنار پردیس می‌شد، بلكه مجموعه‌ی پدرگال را هم در بر می‌گرفت. آن مجموعه بسیاری از معماران و شهرسازان را تحت تاثیر قرار داد؛ نه‌فقط آن موقع (كه به چاپ‌شدن مطالب بسیاری درباره‌ی پدرگال منجر شد)، بلكه حتی پیش‌ از آن و بعدتر، معمارانی همچون ریچارد نوترا و لویی كان را نیز مجذوب كرد. به‌علاوه پدرگال توجه آرتور دركسلر5 را هم كه از سال ۱۹۵۱ یكی از نمایشگاه‌گردانان مطرح و از سال ۱۹۵۶ مدیر بخش معماری و طراحی موزه‌ی هنر مدرن نیویورك (موما6) بود، به خود جلب كرد. به نظر می‌رسد تاثیری كه آثار باراگان بر دركسلر گذاشته بود، بعدتر موجب برگزاری نمایشگاه «معماری لوییس باراگان» شد كه از چهارم ژوئن تا اول سپتامبر سال ۱۹۷۶ جریان داشت. در كنار این‌ها آرتور دركسلر اولین مشاور هیئت داوران جایزه‌ی معماری پریتزكر از ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۶ بود كه باعث شد لوییس باراگان (پس از فیلیپ جانسون) در سال ۱۹۸۰ نامزد دریافت جایزه شود.
  •  باراگان از مدرنیست‌هایی همچون لوكوربوزیه و ریچارد نوترا تاثیر پذیرفته بود؛ اما آیا شما او را یك «مدرنیست» می‌دانید؟ یا برای این كه دقیق‌تر باشم، او بیشتر «مدرنیست» بود یا «مكزیكی» یا هیچ‌كدام؛ ترجیح می‌دهید بگویید «شخصی»؟
من او را یك معمار «مدرن» می‌دانم، اما نه یك «مدرنیست»، و درواقع «مدرن» به این ترتیب كه او از جایی به بعد در اوایل دهه‌ی ۱۹۴۰ راهش را از قراردادهای دیداری یك سبك جدا می‌كند (برای درك این موضوع باید در نظر داشته باشید كه درست وقتی چیزی به یك «سبك» تبدیل می‌شود، دیگر مدرن نخواهد بود و این شامل هر سبكی می‌شود؛ چه نئوكلاسیسم آكادمیك، چه مدرنیسم یا هر به‌اصطلاح سبك دیگری). برای باراگان، این لحظه هنگامی است كه او معماری را رها می‌كند و به «سوداگری» با قطعات زمین روی می‌آورد. این‌جا منظورم از «سوداگری» معنای دوگانه‌ی آن است. یكی به آن معنا كه سودای چیزی را در ذهن بپروراند و دیگری به این معنا كه سرمایه‌گذاری كند (این‌جا روی قطعات زمین) و منتظر شود تا سود به دست ‌آورد و پولش را از دست ندهد. لحظه‌ای است كه او شروع به خرید قطعات زمین می‌كند (نگاه تعلیم‌دیده‌ی او توان بالقوه‌ را برای توسعه می‌بیند)، دور آن‌ها دیوار می‌كشد، داخل‌شان را باغ می‌سازد و بعد زمین‌ها را به سه برابر قیمت اولیه می‌فروشد.
شخصا نظر من این است كه به‌عنوان یك معمار، او كم‌كم داشت هرچه بیش‌تر نسبت به قضاوت خودش در كارگردانی حركات موزون در فضا اطمینان می‌‌یافت و كمتر به قراردادهای (عمدتا دیداری) كه از سوی گفتمان حرفه‌ای بر او تحمیل می‌شد، تكیه می‌كرد. توجه كنید كه از زمان خانه‌ی موسوم به «اورتگا7» (درواقع اولین خانه‌ی خودش) به بعد، او بیشتر مشغول خلق فضاهای داخلی است و نه‌چندان اشیای معمارانه؛ حتی باغ‌های احاطه‌كننده‌اش فضاهایی داخلی‌اند كه درون‌شان نماهای خانه با قشری از سبزی پوشیده شده‌اند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code