موج نو

فرم‌، تنها ناجـی است

نویسنده: روژیا فروهر فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد از مدرسه معماری AA لندن‌، انگلستان
کشمکش فرم و محتوا در رسانه‌های مختلف‌، از هنرهای تجسمی تا معماری همواره پابرجا بوده است...
کشمکش فرم و محتوا در رسانه‌های مختلف‌، از هنرهای تجسمی تا معماری همواره پابرجا بوده است. یادداشت حاضر ابتدا از دریچه‌ سینما تغییر نگاه به این مساله را روایت می‌کند‌، سپس می‌کوشد تا با استقرا‌، نتیجه آزادی فرم از بند محتوا را به دیگر هنرهای تجسمی از جمله معماری تعمیم دهد. این یادداشت پاسخی به پرسش‌های پیچیده از این ‌دست است: «معماری بی‌محتوا چیست؟»‌، «چگونه می‌شود معماری را از راه کاستن ساخت؟»

چون در رودهای صعب فرورفتم دیگر ملوانان نبودند که هدایتم می‌کردند
فیلم «مرزهای کنترل» با این قطعه شعر رمبو شروع می‌شود و تلویحا هشدار می‌دهد که سفر پیش‌ رو به ناکجاآباد است. باید تسلیم شد: قایق‌، سکان را از ملوان ربوده‌، قایق مست است و رود صعب. قدرت فیلم در آن است که می‌تواند با کشش و جریان قوی‌اش مخاطب را به واقعیتی دیگر ببرد. این کشش چیست؟ مرزهای کنترل کدامند؟ آیا واقعا داستان و راوی‌اند که ما را در مسیر فیلم هدایت می‌کنند؟ آن رودهای صعب که ما را از ملوان بی‌نیاز می‌کنند‌، کدام‌اند؟
در سالن فرودگاه‌، آدمکش حرفه‌ای از مأموریتش خبردار می‌شود. می‌پرسد: «Usted no habla español, verdad?» جمله‌ای که در طول فیلم بارها به‌عنوان اسم رمز بین او و رابط‌های دیگرش شنیده می‌شود و فارغ از ملیت رابط‌، همیشه به اسپانیایی است. او و رابط‌هایش قوطی کبریت‌هایی ردوبدل می‌کنند‌، یک ‌در میان سبز و قرمز‌، از مارکی به نام «بوکسور». همیشه پیغامی در جعبه‌هاست که آدمکش بعد از خواندن‌، آن را می‌جود و قورت می‌دهد‌، جز یک‌بار که داخل قوطی الماس است. آدمکش به مادرید پرواز می‌کند‌، با قطار به سویل می‌رود و با یک قطار دیگر به روستای «آلمریا» می‌رسد. در آنجا دژی است که سخت محافظت می‌شود. گویا مقر تشکیلاتی است و شاید با بالگردهایی که همه‌جا در تمام فیلم دیده‌ایم‌، بی‌ارتباط نباشد. تمام ارکان یک فیلم تریلر حاضر و قابل‌شناسایی‌اند‌، اما هر یک توخالی و بی‌معنی شده‌اند یا اینکه معنای افزوده‌ای به خود گرفته‌اند که نابجاست. در غیاب معنی‌، روایت رفته‌رفته با عناصر بی‌معنی فربه‌تر می‌شود. آدمکش خونسرد و مطمئن است‌، کت‌وشلوار دست‌دوز به تن دارد‌، بچه‌ها دنبالش می‌کنند و از او می‌پرسند آیا یک گانگستر آمریکایی است؟ سر آخر‌، چیزی درباره معنی کدها دستگیرمان نمی‌شود؛ سر درنمی‌آوریم داستان الماس‌ها و قوطی کبریت‌ها از چه قرار است‌، حتی اسم آدمکش را نمی‌فهمیم. همه شخصیت‌ها بی‌نام‌اند‌، از تیپ‌های آشنا فراتر نمی‌روند و در تیتراژ پایانی فیلم با عناصر ساده شناسایی می‌شوند: مرد تنها (همان آدمکش خودمان)‌، فرانسوی‌، ویولن‌، بلوند‌، مولکول‌، گیتار‌، مکزیکی و آمریکایی. مدام به چیزهایی رجوع می‌شود که آشنا به نظر می‌رسند ولی انگار بر جایشان قرار نگرفته‌اند.
یک فیلم باند و یک فیلم بورن همزمان در بستر فیلم شکل می‌گیرند. انگار بار دیگر همه فیلم‌های تریلری را که می‌شناسیم تماشا می‌کنیم‌، اما این ‌بار بی‌هیچ درام یا اکشنی. «مرزهای کنترل» فیلم اکشنی است بدون اکشن‌، یک فیلم پرتعلیق اما فاقد درام. مرد تنها را معمولا در حال تمرین «تای‌چی» می‌بینیم یا درحالی‌که با چشمان باز‌، لباس کامل بر تن‌، روی تخت دراز کشیده است یا وقتی پیاده‌، سر قرار بعدی‌اش می‌رود. درنهایت‌، موعد مقرر سرمی‌رسد. وعده‌گاه آخر: دژ سخت مسلح. او را می‌بینیم که داخل دژ‌، آرام و هوشیار‌، روی مبلی نشسته است. آمریکایی همان سؤالی را می‌کند که در سر ماست. «تو چطوری این تو اومدی؟» مرد تنها به‌سادگی‌، با صدایی یکنواخت می‌گوید: «با قوه تخیلم». جارموش در مصاحبه‌ای گفته بود که فیلم‌نامه ۲۵ صفحه‌ای این فیلم درواقع هیچ دیالوگی نداشت. فیلمنامه بیشتر نقشه فیلم بود و عامدانه بسیار موجز نوشته شده بود؛ «حتی سعی کردم تا جایی که می‌شود کمتر از زبان استفاده کنم. می‌خواستم اصلا توصیفی نباشد. این نقطه شروع بود». دیالوگ‌ها بی‌تردید حداقلی‌اند تا جایی که بی‌معنی می‌شوند یا شاید پیغامی نهفته داشته باشند. مونولوگ‌های معماگونه «سال گذشته در مارین‌باد» را به یاد می‌آورند: «گفت‌وگو در خلأ جاری شد‌، به‌ظاهر بی‌معنی ... به هر ترتیب در پی معنی نیست. عبارتی معلق در فضا منجمد شده تا بعدا بی‌شک پی‌اش را بگیرند. خواهی‌نخواهی‌، همان گفت‌وگوها همیشه با همان صدای یکنواخت تکرار می‌شدند.»
جارموش در تیتراژ «مرزهای کنترل» با اشاره به فیلم «نقطه پوچ» بورمن‌، این فیلم را محصول پوینت بلنک معرفی می‌کند. در فضاسازی فیلم جارموش‌، همه‌جا رد پای «نقطه پوچ» پیداست: ویژگی‌های انتزاعی شخصیت‌ها‌، اشیا و محیط در دنیایی غریب و خالی از سکنه مورد توجه جارموش بوده است؛ فضاها کم‌وبیش خالی‌اند و رنگ لباس شخصیت‌ها و پس‌زمینه در بسیاری از صحنه‌ها یکی است...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code