شهرنگاری

پرونده شـهر و خاطره

شـــــهر خاطـره‌ها

نویسنده: الســاندرو بوسا برگــردان از: نوید پورمحمدرضــا
الساندرو بوسا‌، در این مطلب رابطه پیچیده و درهم‌بافته شهرها و خاطره‌ها را می‌کاود...
 الساندرو بوسا‌، در این مطلب رابطه پیچیده و درهم‌بافته شهرها و خاطره‌ها را می‌کاود. او از طریق استعاره «پالیمپسست»‌، شهرها را به لوحی تشبیه می‌کند که ردپای تاریخ‌، قصه اعصار و آدمیان بر آن نقش بسته است. او از «شهر خاطره‌ها» می‌گوید؛ از خاطره‌های گاه شیرین و گاه جراحت‌بار شهر و آدم‌هایش؛ از خصلت چندلایه شهر خاطره‌ها می‌گوید که حاصل قرن‌ها حذف و الحاق است؛ از این می‌گوید که چرا شهرها در عین وابستگی به بخشی از خاطره‌هایشان‌، از بخشی دیگر روی برمی‌گردانند و گاه حتی تحریف یا انکارشان می‌کنند؛ و درنهایت از استراتژی پست‌مدرن در بازآفرینی خاطره‌ها‌، برخورد گزینشی با آن‌ها و کالایی‌شدن و بازاری شدن روزافزون‌شان می‌گوید. بوسا در این مسیر به آرا و عقاید بسیاری ارجاع می‌دهد: از کلاسیک‌هایی نظیر بنیامین و فروید تا معاصرانی همچون آلدو روسی و کوین لینچ؛ از ادبیات داستانی تا فلسفه و از جامعه‌شناسی تا مطالعات شهری. جستار کوتاه او دعوتی است برای ورود به قلمرو جذاب و خیال‌انگیز «شهر خاطره‌ها» و «خاطره‌های شهری».
شهرها و رابطه‌شان با خاطره‌، همواره موضوع بحث و تحلیل نویسندگان و متفکرانی از حوزه‌های روانشناسی‌، تاریخ‌، نظریه انتقادی‌، فلسفه و نظریه معماری بوده‌ است. بدنه اصلی این پژوهش‌ها عموما حول موضوعات زیر بسط و گسترش یافته است: «تداوم گذشته در شهر امروز»‌، «تشبیه شهر به پالیمپسست [لوح رنگ‌باخته] که بارها و بارها نقوشی بر آن ثبت و پاک شده‌اند» و «دیالکتیک شهرها و خاطره‌ها یا همان رابطه‌ا‌ی که شهرها با خاطره‌ها برقرار می‌کنند [به این ترتیب که]: شهرها گاه به خاطره‌ها وابسته‌اند‌، گاه انکارشان می‌کنند‌، گاه از میان آن‌ها دست به انتخاب می‌زنند و گاه تحریف‌شان می‌‌کنند».
حضور ردپاهای گذشته در شهر امروز‌، موضوعی است که در کار قطعه‌وار والتر بنیامین درباره پاساژهای پاریسی بررسی شده است. در این نوشته‌ها‌، بنیامین زیبایی‌شناسی «شهر خاطره‌ها» را به واسطه استعاره لایه‌‌‌های باستان‌شناختی صورت‌بندی می‌کند: «هر خیابان یک تجربه سرگیجه‌آور است. خیابان‌ها پرسه‌زن [فلانور] را به وادی زمان برباد‌رفته رهسپار می‌کنند». از این‌رو‌، «یک شهر کتابی حماسی است و تجربه چرخیدن در آن با فرآیند به‌خاطرآوردن همراه است». در این‌جا شهر به‌مثابه یک چشم‌انداز باستان‌شناختی تودرتو تصویر شده است که در آن ردپاهایی از زندگی‌‌، عادات‌، رسوم و آیین‌های منقرض‌شده همچنان زنده‌اند و حاضر. به عقیده بنیامین‌، هنگام گزکردن خیابان‌های پاریس‌، این لایه‌های چندگانه‌ی تاریخ است که پیش چشمان‌مان عیان می‌شود.
آلدو روسی در مقدمه کتاب «معماری شهر»‌، شهر را با لحنی شاعرانه همچون اتاق بایگانی خاطره‌های شخصی و جمعی توصیف می‌کند؛ البته اتاقی سرباز و بدون در و دیوار:
«معماری از نگرش‌ها‌ و علائق نسل‌ها‌، رخدادهای عمومی و تراژدی‌های فردی و حقایق جدید و قدیم حکایت دارد؛ صحنه‌ای ثابت و همیشگی است برای ماجراها و حوادث انسانی [...]؛ فقط کافی‌ است به آن لایه‌هایی از شهر بنگریم که باستانشناسان نشان‌مان می‌دهند؛ آن‌ها [لایه‌ها] بافتار ازلی‌ ـ ابدی شهرها هستند‌، همچون الگویی تغییرناپذیر.»
روسی با به‌یادآوردن ایماژهایی از خانه‌های متروک و درهم‌شکسته‌ی شهرهای اروپایی پس از بمباران‌های جنگ جهانی دوم‌، شهر امروز را به چشم‌اندازی باستان‌شناختی تشبیه می‌کند که انباشته‌ است از ردپای رویدادهای گذشته‌، خاطره‌های فردی و حوادث حماسی.
استعاره پالیمپسست [لوح رنگ‌باخته: palimpsest] برای شهر‌، از قدمتی طولانی در منابع مرتبط با شهر و خاطره برخوردار است. این واژه مطابق ریشه‌شناسی یونانی آن‌، به پاپیروس‌ها یا کاغذهای پوستی ارجاع می‌دهد که جوهر نقش‌بسته بر آن‌ها به‌مرور پاک می‌شود و می‌توان دوباره رویشان نوشت‌، البته نوشته‌های قدیمی کاملا محو نمی‌شوند و زیر سطح کاغذ پیدا هستند. فروید نخستین فردی بود که استعاره پالیمپسست رمی را برای توصیف ساختار ناخودآگاه انسان در تحلیل‌های روانکاوانه‌اش به کار بست...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code