رویداد

به بهانه‌ی ثبت یـزد

نویسنده: گلنوش مظفری کارشناس ارشد مطالعات میراث جهانی از دانشگاه BTU آلمان
ثبت شهر تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی یونسكو در اواسط تیرماه امسال یكی از مهم‌ترین رویدادها در زمینه‌ی میراث فرهنگی ایران بود....
ثبت شهر تاریخی یزد در فهرست میراث جهانی یونسكو در اواسط تیرماه امسال یكی از مهم‌ترین رویدادها در زمینه‌ی میراث فرهنگی ایران بود. گرچه ثبت جهانیِ یكی از كهن‌ترین شهرهای خشتی جهان برای ساكنانِ یزد و همه‌ی مردم ایران افتخارآمیز است، پس از ثبتِ هر اثر (و در این مورد شهر تاریخی یزد) در این فهرست، سوال‌های بسیاری مطرح می‌شود؛ پرسش‌هایی از این دست كه: اهمیت ثبت جهانی چیست و چه تاثیری بر اثر ثبت‌شده و جامعه‌ی محلی اطرف آن دارد؟ محدودیت‌های توسعه و تغییر در بافتِ شهریِ یزد پس از ثبت جهانی آن چگونه خواهد بود؟ تغییرات مدیریتی برای حفاظت از میراث فرهنگی / طبیعی، پیش و پس از ثبتِ جهانی ِ آن، چگونه است؟ و درنهایت آیا ثبتِ جهانیْ جز افتخارْ دستاوردِ دیگری برای مردم محلی و خود اثر به همراه دارد؟

میراث جهانی بشریت، همان‌طور كه دركنوانسیون سال 1972 با عنوان «محافظت از میراث فرهنگی و طبیعی جهانی1» تعریف شده است، مستقل از مكان، متعلق به كلِ انسان‌هاست. میراثی در فهرست یونسكو ثبت می‌شوند كه واجدِ معیارهای برجسته‌ی جهانی باشنده و به‌این‌ترتیب از دیگر آثار متمایز می‌شوند. این میراث به دو بخشِ میراثِ ملموس و ناملموس تقسیم می‌شوند. میراث ملموس كه شامل میراث فرهنگی، طبیعی یا تركیبی از هر دو ‌است، در كنار میراث ناملموس (سنت‌ها و آیین‌ها) مجموعه‌ای را تشكیل می‌دهند كه شاهدی بر ارزش‌های تاریخی و هویتی جامعه‌ی بشری است و در صورت تخریب و نابودی، جایگزین‌شدنی نیست.

ثبت جهانی، اهمیتِ آن برای یك اثر و معیارهای آن
در طولِ تاریخ، تخریب آثار فرهنگی نسل‌های گذشته یكی از ‌عادات مرسوم حكام و دولتمردان برای تثبیت قدرت‌شان بوده است؛ زیرا اقدام به تخریب میراث و ازبین‌بردن سنن، درحقیقت به معنای نابودساختن هویتی فرهنگی است كه مانع ایجاد ایدئولوژی‌های جدید در دولت‌های نوپا می‌‌شود. با نهایت تاسف، تاریخ شاهد تعداد بی‌شماری از این دست تخریب‌‌های عامدانه بوده است.
باید توجه داشت كه این آثارْ آیینه‌ای از سیرِ تاریخیِ دستاوردهای جوامع بشری‌اند و حفظ آن‌ها برای جامعه‌ی بشری یادآور گذشته‌ای است كه باید از آن درس گرفت. این نكته به‌خوبی بیانگر اهمیت حفظ میراث، چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی است.
چنان كه در كنوانسیون 1972 ذكر شده، كشورهای عضو این پیمان در درجه‌ی اول موظف‌اند كه در سطح ملی، با استفاده از منابع مالی و انسانی خود در شناسایی، حفاظت و نگهداری، شناساندن و انتقال این میراث به نسل‌های آینده بكوشند و در صورت نیاز از كمك‌‌های مالی، علمی و تكنیكی بین‌المللی استفاده كنند. در این مسیر هر كشوری علاوه بر مسئولیتی كه در قبال حفظ این آثار در برابر خطرات احتمالی دارد، موظف به تصویب سیاستی جامع است تا برنامه‌ی حفاظت و مدیریت این آثار در طرح‌های جامع توسعه‌ای لحاظ شود و این آثار تا حد امكان در زندگی افراد جامعه دارای كاربرد باشند. به این منظور، كشورها عهده‌دار ایجاد و توسعه‌ی مراكزی‌اند كه در سطح ملی یا منطقه‌ای به آموزش روش‌های صحیح حفاظت و معرفی مناسب این آثار، تربیت نیروی متخصص در امر محافظت و فراهم‌‌آوردن امكانات و شرایط لازم برای مطالعات در زمینه‌ی میراث، اهتمام ورزد....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code